تبلیغات
معراج العلم - چرا باید وحی و نزول وحی باشد؟


معراج العلم
اللهم اخرجنا من ظلمات الوهم و اكرمنا بنور الفهم


وب سایت معراج العلم در جهت بالا بردن اطلاعات مذهبی بازدیدكنندگان ایجاد گردیده است و استفاده از مطالب با ذكر نام و لینك منبع مجاز می باشد.









 .: تعداد مطالب :
 .: آپدیت :
 .: بازدید امروز:
 .: بازدید دیروز :
 .: بازدید این ماه :
 .: بازدید ماه قبل :
 .: بازدید کل :
 .: آخرین بازید :



چرا باید وحی و نزول وحی باشد؟

چرا باید وحی و نزول وحی باشد؟

در تاریخ ادیان توحیدی، پس از نام مقدس خداوند هیچ كلمه‏ای به اهمیت و شگرفی «وحی» نیست؛ اگر وحی نبود:

1. خداوند با غنا و استغنای كامل ذات و ذاتی‏اش، از كل آفرینش در پرده غیب الغیوب باقی می‏ماند و در آن صورت كار انسان، زار و عرصه بر او تنگ بود و كل بشریت با یك پای چوبین (عقل عدد اندیش) تنها می‏ماند.سید محمدحسین طباطبایی، قرآن در اسلام، (دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ هفتم، 1374 ش) صص 91 - 92.

2. هر چند وجود جهان ماورای طبیعت و عالم ملكوت و مراتب مافوق تا حدودی قابل درك بوده و ضرورت قیامت و جهان پس از مرگ از راه تفكر و برهان و استدلال قابل اثبات است‏مرتضی مطهری، اصول فلسفه و روش رئالیسم، ج 5.

؛ اما شناخت بسیاری از ویژگی‏ها و جزئیات هستی فراتر از دسترسی دانش و تجربه بشری است.

3. اگر خداوند خود را از طریق وحی بر انسان‏ها آشكار نمی‏كرد، چه بسا آنان ناچار بودند درباره وجود خداوند، فقط حدس بزنند و یا حداقل به دو گروه تقسیم می‏شدند: عده‏ای حدس می‏زدند كه خدا هست و مبدئی هست؛ هم جهان غیبی و هم غیب جهانی دارد. عده‏ای نیز حدس می‏زدند كه هر چه هست در همین دنیا است و نه پیش از آفرینش، خداوندی در كار بوده است و نه پس از پایان طبیعی جهان. سپس از حدس هم فراتر می‏رفتند چنانكه در تاریخ فكر و فلسفه استدلال به عدم مبدأ كرده‏اند!!بهاءالدین خرمشاهی، قرآن شناخت طرح نو، تهران چاپ سوم 1375 ش صص 45 46.

4. آدمی در پرتو وجود و جاودانگی روح، برای شناخت حقایق جهان پس از مرگ هیچ منبع اطلاعاتی نداشت و نمی‏توانست هیچ گونه پیش‏بینی خاصی درباره نیازهای ضروری این سفر طولانی و بی‏بازگشت ارائه كند.

5. اگر وحی نبود، بسیاری از اختلافات موجود میان بشر از بین نمی‏رفت و انسان با تردیدهای جدی در مسائل معرفتی - نظیر شناخت انسان، هدف خلقت و زندگی اجتماعی آغاز و فرجام طبیعت، وظایف انسان در قبال خدا، جامعه، طبیعت خود  روبه رو می‏شد.

6. اگر وحی نبود، بسیاری از ظرفیت‏های فطری و عقلانی انسان شناخته نمی‏شد و یا به درستی شكوفا نمی‏گشت. وحی الهی قله‏های والایی از حقایق را در برابر انسان می‏نهد و او را به اندیشه و تأمل در آنها دعوت می‏كند و از این طریق به شكوفایی عقل و فطرت او كمك می‏نماید.

7. انسان تصویر شفاف و روشنی از كمال و سعادت خود ندارد و سرگذشت دیرین اندیشه بشر، نشان می‏دهد كه بدون تلقّی روشن و شفاف از كمال و سعادت، شاهد سردرگمی‏ها، كژروی‏ها و از بین رفتن سرمایه‏های اساسی بوده‏ایم! این نقص به ضعف دستگاه معرفتی انسان بر می‏گردد. وحی الهی ضمن تعریف روشن آفریدگار، جهان هستی، انسان و ظرفیت‏های او، راهكار شكوفایی متوازن، متعادل و هماهنگ انسان را تشریح و مسیر رسیدن او را به سعادت دائمی بیان می‏كند.

8. وحی الهی را نباید در محدوده رسولان و كتاب‏های آسمانی خلاصه كرد. این وحی به تصریح قرآن شامل الهامات ویژه به اولیای خدا نیز می‏گردد. براساس روایات، در طول تاریخ حدود 124 هزار پیامبر ظهور كرده‏اند كه تنها گروهی اندك وظیفه ابلاغ پیام‏های الهی را به مردم داشته‏اند. اما گروه بیشتری برای به كمال رساندن ظرفیت‏های عقلی و فطری خود، هدایت‏های ویژه دریافت می‏كردند و در محیط اجتماعی آلوده، مسیر سلامت را می‏پیمودند. در قرآن آمده است كه مادر حضرت موسی‏علیه السلام به مدد وحی الهی، فرزند خود را در سبد گذاشت و به دریا انداخت: «وَ أَوْحَیْنا إِلی‏ أُمِّ مُوسی‏ أَنْ أَرْضِعِیهِ فَإِذا خِفْتِ عَلَیْهِ فَأَلْقِیهِ فِی الْیَمِّ وَ لا تَخافِی وَ لا تَحْزَنِی إِنَّا رَادُّوهُ إِلَیْكِ وَ جاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِینَ»؛ قصص (28)، آیه 7.؛ «و به مادر موسی الها م كردیم كه او را شیر بده و چون بر او بیمناك شدی، او را در [جعبه‏ای‏] به دریا بیفكن و مترس و غم مخور، [چرا كه‏] ما برگرداننده او به سوی تو و گرداننده او از پیامبران هستیم».

همچنین عنایاتی به حضرت مریم‏علیها السلام شد و ملائكه با او به گفت و گو پرداختند: «وَ إِذْ قالَتِ الْمَلائِكَةُ یا مَرْیَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاكِ وَ طَهَّرَكِ وَ اصْطَفاكِ عَلی‏ نِساءِ الْعالَمِینَ. یا مَرْیَمُ اقْنُتِی لِرَبِّكِ وَ اسْجُدِی وَ ارْكَعِی مَعَ الرَّاكِعِینَ»؛ آل عمران (3)، آیه 42 و 43.؛ «و یاد كن [زمانی كه‏] فرشتگان گفتند: ای مریم! خداوند تو را برگزیده و پاكیزه داشته و بر زنان جهانیان برتری داده است. ای مریم! پروردگارت را اطاعت كن و سجده بر و همراه نمازگزاران نماز بگزار».

البته «وحی رسالی» جایگاه ویژه‏ای دارد و در این میان نقش قرآن بسیار ممتاز است، به طوری كه قرآن كریم بیش از كتابهای آسمانی پیشین، برای تنظیم جذب و دفع و تعدیل شهوت و غضب و تصحیح محبت و عداوت انسان‏ها، بشیر و نذیر است.فصلت (41)، آیات 2 و 4 ؛ مریم (19)، آیه 97.

 

لیك گر واقف شوی زین آب پاك        كه كلام ایزد است و روحناك‏

 

 

نیست گردد وسوسه كلی ز جان     دل بیابد ره به سوی گلستان‏

 

 

ز آنكه در باغی و در جویی پرد         هر كه از سر صحف بویی برد

 

مثنوی، 4/3470 - 3472.

بدون قرآن چه بسا آدمی در غفلت بود و عمر خود را به غفلت سپری می‏كرد؛ زیرا تنها نگاه خود را محدود به دنیای مادی می‏ساخت و آن را چون سرای حقیقت می‏انگاشت و از این رو، جهان برای او معنایی ورا و بالاتر از خود نداشت؛ بلكه هر چه را می‏دید و می‏نگریست، تنها موجودات تقطیع شده‏ای می‏پنداشت كه فارغ از مبدأ و غایت است و نه «از جایی است» و نه «رو به جایی» دارد. اما آیات قرآن انسان را به تدبر واداشته و او را از این غفلت بیدار می‏سازدص (38)، آیه 29 ؛ محمد (47)، آیه 24.

.برای آگاهی بیشتر در این باب نكا: مقالات، استاد محمد شجاعی (سروش، چاپ دوم 1371 ش، ج اول)، صص 89 98.

به هر روی دلیل نزول قرآن، نیاز آدمی است و تا زمانی كه این نیاز هست - كه تا ابد خواهد بود - باید قرآن باشد.

 

 


. . .
برچسب ها: چرا باید وحی و نزول وحی باشد؟،

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 20 آبان 1389 توسط حامی